محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
91
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
با چهارده هزار كس متوجه شماخى گشتند و عثمان پاشا كه حاكم آنجا بود چون ازين قضيهء ناگاه آگاه گرديد جدار و حصار آن بلده را مستحكم ساخته متحّصن گرديد و پس از وصول امراء به ظاهر آن بلده ، عثمان پاشا باستصواب وكيلش كه در جميع امور دليلش بود بيرون آمده در مقابل با بيست هزار مرد مقاتل صف - آراست و از هر دو جانب صداى كوس و نفير و غوغاى دارو گير از برنا و پير برخاست . شعر برآمد ز هر سو خروش نفير * گذشت از فلك نعرهء دار و گير صداى كور كه از آن عرصهگاه * تزلزل فكند اندر ايوان ماه ز فرياد و غوغاى آن رستخيز * ملك بر فلك كرد عزم گريز دليران ز هر سو بر آهنگ جنگ * كشيدند بر مركبان تنگ تنگ سواران جنگى پى كارزار * گرفته به كف رمح خارا گذار حمايل همه كرده بُرنده تيغ * همه خون چكان همچو باران ز ميغ همه سوى ميدان كين تاختند * بسى سر ز يكديگر انداختند در اثناى جدال و قتال و كرّ و فرّ ابطال رجال ، وكيل عثمان پاشا قتيل گرديده سپاه عثمانى زار و ذليل از پيش رفتند و غازيان آنجماعت را پيش انداخته به اندرون شهر تا ميدان بردند ؛ اما مردم شهر باتفاق روميان بضرب سنگ و تير و تفنگ لشكر قزلباش را از شهر بيرون كردند و چون شب در آمد خوف بسيار بر ضمير عثمان پاشا استيلا يافت و شروانيان در تسكين اضطراب او كوشيده گفتند كه يكى از مردم صحرا - نشين اين حدود رسيد و گفت كه عادل گراى خان تاتار با سپاه بسيار چون ملخ و مور از آب سمور عبور نموده عنقريب بمدد ميرسد . عثمان پاشا از شنيدن اين خبر خوشدل گرديده جمعى را بمحافظت راهها تعيين نمود كه كسى را نگذارند كه تردد كند مبادا قزلباش پنهان يا فاش ، برآمدن